پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

wise

فرزانه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فرزانه
  • خردمند
  • دانا
  • حکیم

معنی و کاربرد

  1. فرزانه

    adjective — صفت
    English meaning

    Having good judgment and deep knowledge based on experience.

    در وصف افراد خردمند

    • The wise old man gave good advice.

      پیر فرزانه اندرز خوبی داد.

    • She made a wise decision.

      او تصمیم خردمندانه‌ای گرفت.

  2. فرزانه

    adjective — صفت
    English meaning

    Based on sound reasoning rather than emotion.

    در معنای عاقلانه

    • It would be wise to wait.

      فرزانه آن است که صبر کنیم.

    • That was a wise choice.

      آن انتخاب عاقلانه‌ای بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • sagacious
  • prudent
  • learned

متضادها (انگلیسی)

  • foolish
  • unwise

ترکیب‌های رایج

  • wise man
  • wise decision
  • wise advice

یادداشت کاربرد

فرزانه در فارسی هم صفت اشخاص و هم به‌معنای حکیم و خردمند است.

واژه‌های مرتبط