انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
wise
خردور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خردور
- خردمند
معنی و کاربرد
خردور
adjective — صفتEnglish meaningHaving or showing wisdom; sensible.
صاحب خرد
He is a wise old man.
او پیرمردی خردور است.
She gave wise advice.
او پندی خردمندانه داد.
هممعنیها (انگلیسی)
- sage
- sensible
متضادها (انگلیسی)
- foolish