انگلیسیبه فارسیverb — فعل
wither
پژمردن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پژمردن
- خشکیدن
- افسرده شدن
معنی و کاربرد
پژمردن
verb — فعلEnglish meaningTo become dry and shriveled, especially of a plant; to lose freshness or vigor.
خشک شدن و افسرده شدن گیاه
The flowers withered in the heat.
گلها در گرما پژمردند.
Without water, the plants will wither.
بیآب، گیاهان پژمرده خواهند شد.
شکلهای واژه
- past
- withered
- present participle
- withering
هممعنیها (انگلیسی)
- wilt
- shrivel
- fade
متضادها (انگلیسی)
- bloom
- flourish
ترکیبهای رایج
- wither away
- wither in the sun
یادداشت کاربرد
پژمردن هم برای گیاه و هم بهطور مجازی برای روحیه به کار میرود.
واژههای مرتبط
- wilt