پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

wither

پژمردن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پژمردن
  • خشکیدن
  • افسرده شدن

معنی و کاربرد

  1. پژمردن

    verb — فعل
    English meaning

    To become dry and shriveled, especially of a plant; to lose freshness or vigor.

    خشک شدن و افسرده شدن گیاه

    • The flowers withered in the heat.

      گل‌ها در گرما پژمردند.

    • Without water, the plants will wither.

      بی‌آب، گیاهان پژمرده خواهند شد.

شکل‌های واژه

past
withered
present participle
withering

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • wilt
  • shrivel
  • fade

متضادها (انگلیسی)

  • bloom
  • flourish

ترکیب‌های رایج

  • wither away
  • wither in the sun

یادداشت کاربرد

پژمردن هم برای گیاه و هم به‌طور مجازی برای روحیه به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط

  • wilt