انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
witness
شاهد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- شاهد
- گواه
- ناظر
معنی و کاربرد
شاهد
noun — اسمEnglish meaningA person who sees an event, especially a crime or accident, and can give evidence about it.
کسی که رخدادی را دیده و میتواند گواهی دهد
She was a witness to the accident.
او شاهد آن حادثه بود.
The witness testified in court.
شاهد در دادگاه گواهی داد.
There were no witnesses to the crime.
هیچ شاهی برای آن جرم نبود.
گواه
noun — اسمEnglish meaningEvidence or proof of something; a sign.
نشانه یا گواه بر درستی چیزی
The ruins are a witness to ancient glory.
آن ویرانهها گواهی بر شکوه باستانیاند.
His success is a witness to his effort.
موفقیت او گواه تلاش اوست.
شکلهای واژه
- plural
- witnesses
هممعنیها (انگلیسی)
- observer
- onlooker
- evidence
ترکیبهای رایج
- eye witness
- witness stand
- bear witness
یادداشت کاربرد
شاهد هم به معنای ناظر و گواه حادثه است و هم به معنای نشانه و دلیل.