پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

work

کار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کار
  • شغل
  • وظیفه

معنی و کاربرد

  1. کار

    noun — اسم
    English meaning

    Activity involving mental or physical effort done to achieve a purpose.

    فعالیت یا وظیفه

    • I have a lot of work today.

      امروز کارهای زیادی دارم.

    • The work is hard but useful.

      کار سخت اما مفید است.

  2. شغل

    noun — اسم
    English meaning

    A job or the place where one is employed.

    شغل و محل اشتغال

    • She goes to work by bus.

      او با اتوبوس به سر کار می‌رود.

    • He found work at a bank.

      او شغلی در یک بانک پیدا کرد.

شکل‌های واژه

plural
works

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • job
  • task
  • labor

متضادها (انگلیسی)

  • rest
  • leisure

ترکیب‌های رایج

  • go to work
  • hard work
  • work experience

یادداشت کاربرد

کار هم به فعالیت و هم به شغل و نیز به اثر (کاری که شخص آفریده) گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط