پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

worn-out

فرسوده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فرسوده
  • کهنه
  • خسته

معنی و کاربرد

  1. فرسوده

    adjective — صفت
    English meaning

    Damaged or weakened through long use; exhausted.

    دربارهٔ چیزی که بر اثر استفادهٔ زیاد فرسوده شده

    • He replaced the worn-out tires.

      او لاستیک‌های فرسوده را عوض کرد.

    • The old sofa looks worn-out.

      مبل قدیمی فرسوده به نظر می‌رسد.

    • She felt worn-out after the trip.

      او پس از سفر خود را خسته حس کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • shabby
  • dilapidated
  • exhausted
  • threadbare

متضادها (انگلیسی)

  • new
  • fresh

ترکیب‌های رایج

  • worn-out clothes
  • worn-out machinery

واژه‌های مرتبط