پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

wounded

زخمی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • زخمی
  • مجروح

معنی و کاربرد

  1. زخمی

    adjective — صفت
    English meaning

    Injured, especially by a weapon.

    حالت

    • The wounded soldier was carried away.

      سرباز زخمی را بردند.

    • He was wounded in the leg.

      او از پا زخمی شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • wounded
  • injured
  • hurt

متضادها (انگلیسی)

  • unhurt
  • healed

ترکیب‌های رایج

  • wounded soldier