انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
wounded
زخمدار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- زخمدار
- زخمدار
- مجروح
معنی و کاربرد
زخمدار
adjective — صفتEnglish meaningSuffering from a wound or injury.
توصیف فرد یا اندام آسیبدیده
The wounded soldier was carried away.
سرباز زخمدار را بردند.
They cared for the wounded animals.
از حیوانات زخمدار نگهداری کردند.
هممعنیها (انگلیسی)
- injured
- hurt
متضادها (انگلیسی)
- unharmed
ترکیبهای رایج
- wounded soldier
- wounded pride