پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

woven

تنیده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تنیده
  • بافته
  • بافته‌شده

معنی و کاربرد

  1. تنیده

    adjective — صفت
    English meaning

    Made or formed by weaving; interlaced.

    بافت پارچه و بافت معنایی

    • The cloth is tightly woven.

      پارچه محکم تنیده شده است.

    • Her life is woven with stories.

      زندگی او با داستان‌ها تنیده شده است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • interwoven
  • braided

متضادها (انگلیسی)

  • unwoven

ترکیب‌های رایج

  • tightly woven
  • handwoven

یادداشت کاربرد

صفت مفعولی از «تنیدن».

واژه‌های مرتبط