انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
woven
تنیده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تنیده
- بافته
- بافتهشده
معنی و کاربرد
تنیده
adjective — صفتEnglish meaningMade or formed by weaving; interlaced.
بافت پارچه و بافت معنایی
The cloth is tightly woven.
پارچه محکم تنیده شده است.
Her life is woven with stories.
زندگی او با داستانها تنیده شده است.
هممعنیها (انگلیسی)
- interwoven
- braided
متضادها (انگلیسی)
- unwoven
ترکیبهای رایج
- tightly woven
- handwoven
یادداشت کاربرد
صفت مفعولی از «تنیدن».