پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

wrap

پیچیدن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پیچیدن
  • بسته‌بندی کردن
  • لفاف کردن

معنی و کاربرد

  1. پیچیدن

    verb — فعل
    English meaning

    To cover or enclose something by folding paper, cloth, or other material around it.

    پوشاندن با کاغذ یا پارچه

    • She wrapped the gift in paper.

      او هدیه را در کاغذ پیچید.

    • Wrap the food and keep it cool.

      غذا را بپیچ و خنک نگه دار.

    • He wrapped a scarf around his neck.

      او شالی دور گردنش پیچید.

  2. دور خود چرخیدن

    verb — فعل
    English meaning

    To turn or wind around something.

    چرخیدن و دور چیزی تنیدن

    • The vine wrapped around the tree.

      پیچک دور درخت پیچید.

    • The road wraps around the hill.

      جاده دور تپه می‌پیچد.

شکل‌های واژه

past tense
wrapped
present participle
wrapping

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • cover
  • enclose
  • wind

متضادها (انگلیسی)

  • unwrap

ترکیب‌های رایج

  • wrap up
  • wrap around
  • gift wrap

یادداشت کاربرد

پیچیدن هم به معنای بسته‌بندی کردن و هم دور چیزی تنیدن است.

واژه‌های مرتبط