پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

wretched

مسکین به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مسکین
  • بیچاره
  • درمانده

معنی و کاربرد

  1. مسکین

    adjective — صفت
    English meaning

    Very poor or miserable; pitiable.

    کسی که در فقر و بدبختی است

    • The wretched man had no home.

      مرد مسکین خانه ای نداشت.

    • They lived in wretched conditions.

      آنها در فقر و بدبختی زندگی می کردند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • miserable
  • pitiful
  • destitute

متضادها (انگلیسی)

  • prosperous
  • fortunate

ترکیب‌های رایج

  • poor and wretched

یادداشت کاربرد

مسکین هم به معنای فقیر و هم به معنای بیچاره و درمانده به کار می رود.

واژه‌های مرتبط