انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
young
جوان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- جوان
- نوجوان
- کمسن
معنی و کاربرد
جوان
adjective — صفتEnglish meaningHaving lived or existed for only a short time; not old.
داشتن سن کم
He is still young and strong.
او هنوز جوان و قوی است.
Young people love this music.
جوانان این موسیقی را دوست دارند.
جوان
noun — اسمEnglish meaningA young person; youth (as a noun).
فرد جوان
The young need guidance.
جوانان به راهنمایی نیاز دارند.
She married young.
او در سن کم ازدواج کرد.
شکلهای واژه
- comparative
- younger
- superlative
- youngest
هممعنیها (انگلیسی)
- youthful
- juvenile
- adolescent
متضادها (انگلیسی)
- old
ترکیبهای رایج
- young man
- young age
- young at heart