پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

young

جوان به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • جوان
  • نوجوان
  • کم‌سن

معنی و کاربرد

  1. جوان

    adjective — صفت
    English meaning

    Having lived or existed for only a short time; not old.

    داشتن سن کم

    • He is still young and strong.

      او هنوز جوان و قوی است.

    • Young people love this music.

      جوانان این موسیقی را دوست دارند.

  2. جوان

    noun — اسم
    English meaning

    A young person; youth (as a noun).

    فرد جوان

    • The young need guidance.

      جوانان به راهنمایی نیاز دارند.

    • She married young.

      او در سن کم ازدواج کرد.

شکل‌های واژه

comparative
younger
superlative
youngest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • youthful
  • juvenile
  • adolescent

متضادها (انگلیسی)

  • old

ترکیب‌های رایج

  • young man
  • young age
  • young at heart

واژه‌های مرتبط