انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
zero
صفر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- صفر
- هیچ
معنی و کاربرد
صفر
noun — اسمEnglish meaningThe numerical symbol 0; nothing.
عدد صفر و بیمقدار
The temperature fell to zero.
دما به صفر رسید.
He scored zero on the test.
او در آزمون صفر گرفت.
شکلهای واژه
- plural
- zeros
هممعنیها (انگلیسی)
- nought
- nil
- nothing
متضادها (انگلیسی)
- infinity
ترکیبهای رایج
- below zero
- zero tolerance
یادداشت کاربرد
صفر نام عدد 0 است؛ در تقویم نیز نام دومین ماه قمری است.