پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

accumulated

انباشته به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • انباشته
  • روی‌هم‌انباشته
  • پر

معنی و کاربرد

  1. انباشته

    adjective — صفت
    English meaning

    Gathered together in a pile; filled or loaded with something.

    چیزی که روی هم جمع شده یا پر شده است

    • The room was filled with boxes.

      اتاق از جعبه‌ها انباشته بود.

    • Snow accumulated on the roof.

      برف روی پشت بام انباشته شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • piled
  • stacked
  • filled

متضادها (انگلیسی)

  • empty
  • scattered

ترکیب‌های رایج

  • filled with
  • piled up

یادداشت کاربرد

انباشته به‌معنای روی‌هم‌جمع‌شده یا پر است.

واژه‌های مرتبط