پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

accumulation

انباشتگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • انباشتگی
  • تجمع
  • انباشت

معنی و کاربرد

  1. انباشتگی

    noun — اسم
    English meaning

    The process of gradually collecting or increasing in quantity.

    جمع شدن تدریجی چیزی

    • The accumulation of dust caused allergies.

      انباشتگی گرد و غبار باعث آلرژی شد.

    • Capital accumulation drives growth.

      انباشت سرمایه رشد را پیش می‌برد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • buildup
  • amassment
  • collection

متضادها (انگلیسی)

  • dispersal

ترکیب‌های رایج

  • accumulation of wealth

واژه‌های مرتبط