پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

affectionate

بامحبت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بامحبت
  • مهربان
  • دلسوز

معنی و کاربرد

  1. بامحبت

    adjective — صفت
    English meaning

    Feeling or showing fondness, tenderness, and warm liking toward someone.

    وصف کسی که مهربان و پر از محبت است

    • She gave her son an affectionate hug.

      او پسرش را بامحبت در آغوش گرفت.

    • He is an affectionate father.

      او پدری بامحبت است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • loving
  • tender
  • warm
  • caring

متضادها (انگلیسی)

  • cold
  • unkind

ترکیب‌های رایج

  • affectionate greeting
  • affectionate relationship

واژه‌های مرتبط