پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

agreed

متفق به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • متفق
  • هم‌نظر
  • یکدل

معنی و کاربرد

  1. متفق

    adjective — صفت
    English meaning

    Having the same opinion; united in agreement.

    هم‌نظر و هم‌داستان

    • They were agreed on the plan.

      آن‌ها دربارهٔ نقشه متفق بودند.

    • The members are agreed upon this point.

      اعضا در این نکته متفق‌اند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • united
  • unanimous
  • in accord

متضادها (انگلیسی)

  • divided
  • disagreed

ترکیب‌های رایج

  • agreed upon
  • mutually agreed

یادداشت کاربرد

متفق معمولا با «بر» یا «دربارهٔ» می‌آید.

واژه‌های مرتبط