انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
agreed
متفق به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- متفق
- همنظر
- یکدل
معنی و کاربرد
متفق
adjective — صفتEnglish meaningHaving the same opinion; united in agreement.
همنظر و همداستان
They were agreed on the plan.
آنها دربارهٔ نقشه متفق بودند.
The members are agreed upon this point.
اعضا در این نکته متفقاند.
هممعنیها (انگلیسی)
- united
- unanimous
- in accord
متضادها (انگلیسی)
- divided
- disagreed
ترکیبهای رایج
- agreed upon
- mutually agreed
یادداشت کاربرد
متفق معمولا با «بر» یا «دربارهٔ» میآید.