پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadverb — قید

apart

سوا به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سوا
  • جدا

معنی و کاربرد

  1. سوا

    adverb — قید
    English meaning

    Separated by distance or set apart.

    • They live far apart.

      آن‌ها دور از هم و سوا زندگی می‌کنند.

    • Keep the two matters apart.

      این دو موضوع را سوا نگه دار.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • separately
  • aside

متضادها (انگلیسی)

  • together

ترکیب‌های رایج

  • apart from

یادداشت کاربرد

سوا همچنین در عبارت «سوا کردن» به معنای جدا کردن است.

واژه‌های مرتبط