انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
separate
جدا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- جدا
- مجزا
- جداگانه
معنی و کاربرد
جدا
adjective — صفتEnglish meaningNot joined or together; forming a unit by itself.
جدا از هم
They sleep in separate rooms.
آنها در اتاقهای جدا میخوابند.
Keep the two groups separate.
دو گروه را جدا نگه دار.
هممعنیها (انگلیسی)
- distinct
- apart
- individual
متضادها (انگلیسی)
- together
- joined
ترکیبهای رایج
- separate room
- separate ways
- separate entrance
یادداشت کاربرد
جدا صفت است؛ فعل «جدا کردن» به معنای جدا ساختن است.