پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

arrangement

قرار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • قرار
  • توافق
  • ترتیب

معنی و کاربرد

  1. قرار

    noun — اسم
    English meaning

    A plan or agreement made between people; the act of arranging.

    توافق یا برنامه برای دیدار

    • We made an arrangement to meet at noon.

      ما قرار گذاشتیم که ظهر همدیگر را ببینیم.

    • The arrangements for the trip are complete.

      ترتیبات سفر کامل شده است.

شکل‌های واژه

plural
arrangements

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • agreement
  • appointment
  • plan

ترکیب‌های رایج

  • make an arrangement
  • arrangement with
  • by arrangement

یادداشت کاربرد

قرار در ترکیب «قرار گذاشتن» به معنای تعیین وقت دیدار است.

واژه‌های مرتبط