انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
arrest
دستگیری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دستگیری
- بازداشت
- توقیف
معنی و کاربرد
دستگیری
noun — اسمEnglish meaningThe act of taking someone into custody by legal authority.
بازداشتن فرد توسط قانون
The police made an arrest last night.
پلیس دیشب یک بازداشت انجام داد.
He is under arrest.
او تحت بازداشت است.
دستگیری
noun — اسمEnglish meaningHelp or assistance given to someone in need.
یاری و کمک به نیازمند
His hand of succour saved the poor.
دستگیری او فقیر را نجات داد.
They offered help to the helpless.
آنها به درماندگان دستگیری کردند.
شکلهای واژه
- plural
- arrests
هممعنیها (انگلیسی)
- detention
- capture
- apprehension
متضادها (انگلیسی)
- release
ترکیبهای رایج
- under arrest
- house arrest
یادداشت کاربرد
دستگیری هم به معنی بازداشت و هم به معنی یاری کردن است.