پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

bankrupt

مفلس به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مفلس
  • ورشکسته
  • بی‌پول

معنی و کاربرد

  1. مفلس

    adjective — صفت
    English meaning

    Having no money left; unable to pay one's debts.

    کسی که پول و دارایی ندارد

    • The company went bankrupt last year.

      شرکت سال گذشته ورشکست شد.

    • He was left completely bankrupt.

      او کاملا مفلس رها شد.

    • After the trip, I was broke and penniless.

      بعد از سفر، مفلس و بی‌پول بودم.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • insolvent
  • broke
  • penniless

متضادها (انگلیسی)

  • wealthy
  • solvent

ترکیب‌های رایج

  • go bankrupt
  • declare bankrupt
  • financially bankrupt

یادداشت کاربرد

واژه‌ای نسبتا ادبی؛ در گفتار روزمره بیشتر broke یا بی‌پول به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط