پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

insolvent

معسر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • معسر
  • ورشکسته
  • تنگدست

معنی و کاربرد

  1. معسر

    adjective — صفت
    English meaning

    Unable to pay one's debts; bankrupt.

    ناتوان از پرداخت بدهی‌ها

    • The firm became insolvent.

      شرکت معسر شد.

    • He was declared insolvent by the court.

      دادگاه او را معسر اعلام کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • bankrupt
  • ruined

متضادها (انگلیسی)

  • solvent

ترکیب‌های رایج

  • financially insolvent

یادداشت کاربرد

معسر در فقه به کسی گفته می‌شود که توان پرداخت بدهی ندارد.

واژه‌های مرتبط