پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

base

پایه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پایه
  • اساس
  • بنیان

معنی و کاربرد

  1. پایه

    noun — اسم
    English meaning

    The bottom part of something on which it rests; a foundation.

    بخش پایینی یا اساس

    • The base of the statue is made of stone.

      پایهٔ مجسمه از سنگ ساخته شده است.

    • Trust is the base of friendship.

      اعتماد پایهٔ دوستی است.

شکل‌های واژه

plural
bases

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • foundation
  • bottom
  • basis

متضادها (انگلیسی)

  • top
  • peak

ترکیب‌های رایج

  • base on
  • military base
  • base of support

یادداشت کاربرد

پایه در فارسی هم به معنای اساس و بنیان و هم به معنای ستون و پایهٔ فیزیکی است.

واژه‌های مرتبط