انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
basis
اساس به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- اساس
- بنیاد
- پایه
معنی و کاربرد
اساس
noun — اسمEnglish meaningThe underlying support or foundation for an idea, argument, or process.
بنیاد و پایهٔ چیزی
Trust is the basis of any friendship.
اعتماد اساس هر دوستی است.
The report is based on facts.
گزارش بر پایهٔ واقعیتهاست.
شکلهای واژه
- plural
- bases
هممعنیها (انگلیسی)
- foundation
- base
- groundwork
ترکیبهای رایج
- on the basis of
- a firm basis
یادداشت کاربرد
اساس مترادف بنیاد و پایه است.