پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

basic

پایه‌ای به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پایه‌ای
  • اساسی

معنی و کاربرد

  1. پایه‌ای

    adjective — صفت
    English meaning

    Fundamental; forming a base; basic.

    صفت

    • These are basic rules.

      این‌ها قواعد پایه‌ای هستند.

    • He has basic knowledge.

      او دانش پایه‌ای دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • fundamental
  • elementary

متضادها (انگلیسی)

  • advanced

ترکیب‌های رایج

  • basic rules
  • basic knowledge

واژه‌های مرتبط