انگلیسیبه فارسیverb — فعل
become
شدن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- شدن
- گردیدن
معنی و کاربرد
شدن
verb — فعلEnglish meaningTo begin to be something; to grow or change into a different state.
تغییر حالت یا تبدیل شدن
She became a doctor.
او پزشک شد.
The weather is becoming colder.
هوا دارد سردتر میشود.
شکلهای واژه
- past tense
- became
- past participle
- become
- present participle
- becoming
هممعنیها (انگلیسی)
- grow
- turn
- get
ترکیبهای رایج
- become aware
- become clear
- become famous
یادداشت کاربرد
شدن پرکاربردترین فعل برای بیان تغییر حالت است.