پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

become

شدن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • شدن
  • گردیدن

معنی و کاربرد

  1. شدن

    verb — فعل
    English meaning

    To begin to be something; to grow or change into a different state.

    تغییر حالت یا تبدیل شدن

    • She became a doctor.

      او پزشک شد.

    • The weather is becoming colder.

      هوا دارد سردتر می‌شود.

شکل‌های واژه

past tense
became
past participle
become
present participle
becoming

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • grow
  • turn
  • get

ترکیب‌های رایج

  • become aware
  • become clear
  • become famous

یادداشت کاربرد

شدن پرکاربردترین فعل برای بیان تغییر حالت است.

واژه‌های مرتبط