پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

bed

تخت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تخت
  • تختخواب
  • اورنگ

معنی و کاربرد

  1. تخت

    noun — اسم
    English meaning

    A piece of furniture used for sleeping or resting.

    وسیلهٔ خواب

    • She went to bed early.

      او زود به تخت خواب رفت.

    • The cat is sleeping on the bed.

      گربه روی تخت خوابیده است.

  2. اورنگ

    noun — اسم
    English meaning

    A seat for a king or queen; a throne.

    تخت پادشاهی

    • The king sat on his golden bed.

      پادشاه بر تخت طلای خود نشست.

    • He rose from his bed to speak.

      او از تخت خود برخاست تا سخن بگوید.

شکل‌های واژه

plural
beds

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • cot
  • bunk
  • throne

ترکیب‌های رایج

  • go to bed
  • make the bed
  • in bed

یادداشت کاربرد

واژهٔ bed هم به تختخواب و هم به تخت پادشاهی اشاره می‌کند.

واژه‌های مرتبط