انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
bed
تخت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تخت
- تختخواب
- اورنگ
معنی و کاربرد
تخت
noun — اسمEnglish meaningA piece of furniture used for sleeping or resting.
وسیلهٔ خواب
She went to bed early.
او زود به تخت خواب رفت.
The cat is sleeping on the bed.
گربه روی تخت خوابیده است.
اورنگ
noun — اسمEnglish meaningA seat for a king or queen; a throne.
تخت پادشاهی
The king sat on his golden bed.
پادشاه بر تخت طلای خود نشست.
He rose from his bed to speak.
او از تخت خود برخاست تا سخن بگوید.
شکلهای واژه
- plural
- beds
هممعنیها (انگلیسی)
- cot
- bunk
- throne
ترکیبهای رایج
- go to bed
- make the bed
- in bed
یادداشت کاربرد
واژهٔ bed هم به تختخواب و هم به تخت پادشاهی اشاره میکند.