انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
throne
تختگاه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تختگاه
- تخت
- اورنگ
معنی و کاربرد
تختگاه
noun — اسمEnglish meaningThe ceremonial chair of a sovereign; the seat of a king.
جایگاه پادشاه
The king sat on his throne.
پادشاه بر تخت خود نشست.
He ascended the throne after his father.
او پس از پدرش بر تخت نشست.
تختگاه
noun — اسمEnglish meaningA capital city or seat of government.
پایتخت و مرکز حکومت
The city served as the seat of government.
آن شهر بهعنوان تختگاه به کار میرفت.
Isfahan was once the throne of the Safavids.
اصفهان روزگاری تختگاه صفویان بود.
شکلهای واژه
- plural
- thrones
هممعنیها (انگلیسی)
- seat
- chair
- capital
ترکیبهای رایج
- ascend the throne
یادداشت کاربرد
تختگاه هم به تخت پادشاهی و هم به پایتخت گفته میشود.