پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

throne

تختگاه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تختگاه
  • تخت
  • اورنگ

معنی و کاربرد

  1. تختگاه

    noun — اسم
    English meaning

    The ceremonial chair of a sovereign; the seat of a king.

    جایگاه پادشاه

    • The king sat on his throne.

      پادشاه بر تخت خود نشست.

    • He ascended the throne after his father.

      او پس از پدرش بر تخت نشست.

  2. تختگاه

    noun — اسم
    English meaning

    A capital city or seat of government.

    پایتخت و مرکز حکومت

    • The city served as the seat of government.

      آن شهر به‌عنوان تختگاه به کار می‌رفت.

    • Isfahan was once the throne of the Safavids.

      اصفهان روزگاری تختگاه صفویان بود.

شکل‌های واژه

plural
thrones

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • seat
  • chair
  • capital

ترکیب‌های رایج

  • ascend the throne

یادداشت کاربرد

تختگاه هم به تخت پادشاهی و هم به پایتخت گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط