انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
bedridden
زمینگیر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- زمینگیر
- بستری
- از کار افتاده
معنی و کاربرد
زمینگیر
adjective — صفتEnglish meaningConfined to bed by illness or age; incapacitated.
کسی که بهسبب بیماری بستری است
His grandfather is bedridden.
پدربزرگش زمینگیر است.
The bedridden patient needs care.
بیمار زمینگیر به مراقبت نیاز دارد.
هممعنیها (انگلیسی)
- immobile
- incapacitated
متضادها (انگلیسی)
- active
ترکیبهای رایج
- a bedridden patient