انگلیسیبه فارسیverb — فعل
bend
خمیدن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خمیدن
- خم شدن
- تعظیم کردن
معنی و کاربرد
خمیدن
verb — فعلEnglish meaningTo stoop or curve the body or something downward.
خم کردن تن یا چیز
He bent down to pick up the coin.
او خمید تا سکه را بردارد.
The tree bent in the wind.
درخت در برابر باد خمید.
شکلهای واژه
- past
- خمید
- present stem
- خم
هممعنیها (انگلیسی)
- stoop
- bow
- curve
متضادها (انگلیسی)
- straighten
ترکیبهای رایج
- bend down
- bend over