پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

bend

خمیدن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خمیدن
  • خم شدن
  • تعظیم کردن

معنی و کاربرد

  1. خمیدن

    verb — فعل
    English meaning

    To stoop or curve the body or something downward.

    خم کردن تن یا چیز

    • He bent down to pick up the coin.

      او خمید تا سکه را بردارد.

    • The tree bent in the wind.

      درخت در برابر باد خمید.

شکل‌های واژه

past
خمید
present stem
خم

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • stoop
  • bow
  • curve

متضادها (انگلیسی)

  • straighten

ترکیب‌های رایج

  • bend down
  • bend over

واژه‌های مرتبط