پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

blood

خون به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خون

معنی و کاربرد

  1. خون

    noun — اسم
    English meaning

    The red liquid that circulates in the veins and arteries of humans and animals.

    بدن و زیست‌شناسی

    • He lost a lot of blood.

      او خون زیادی از دست داد.

    • Blood carries oxygen through the body.

      خون اکسیژن را در بدن حمل می‌کند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • gore
  • lifeblood

ترکیب‌های رایج

  • blood pressure
  • blood test
  • donate blood

یادداشت کاربرد

خون در فارسی در ترکیب‌های کنایی چون «خون به جگر شدن» نیز به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط