انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
blood
خون به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خون
معنی و کاربرد
خون
noun — اسمEnglish meaningThe red liquid that circulates in the veins and arteries of humans and animals.
بدن و زیستشناسی
He lost a lot of blood.
او خون زیادی از دست داد.
Blood carries oxygen through the body.
خون اکسیژن را در بدن حمل میکند.
هممعنیها (انگلیسی)
- gore
- lifeblood
ترکیبهای رایج
- blood pressure
- blood test
- donate blood
یادداشت کاربرد
خون در فارسی در ترکیبهای کنایی چون «خون به جگر شدن» نیز به کار میرود.