پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

vein

رگ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • رگ
  • عصب
  • رگه

معنی و کاربرد

  1. رگ

    noun — اسم
    English meaning

    A blood vessel that carries blood through the body; especially a vein.

    آناتومی

    • The nurse found a vein in his arm.

      پرستار رگی در بازوی او یافت.

    • Blood flows through the veins.

      خون در رگ‌ها جریان دارد.

  2. رگه

    noun — اسم
    English meaning

    A streak or layer of a different material within rock or wood.

    زمین‌شناسی و مواد

    • There is a vein of gold in this rock.

      رگه‌ای از طلا در این سنگ است.

    • Marble often has colored veins.

      سنگ مرمر اغلب رگه‌های رنگی دارد.

شکل‌های واژه

plural
veins

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • blood vessel
  • artery
  • streak

ترکیب‌های رایج

  • in a similar vein
  • varicose vein

یادداشت کاربرد

رگ در فارسی هم به رگ خونی، هم به رگهٔ سنگ و هم در ترکیب «رگ خواب» به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط