انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
bow
کرنش به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کرنش
- تعظیم
- سر فرود آوردن
معنی و کاربرد
کرنش
noun — اسمEnglish meaningAn act of bending the head or body as a sign of respect or submission.
He made a deep bow before the king.
او در برابر شاه کرنش عمیقی کرد.
The audience rose and bowed to the performers.
تماشاگران برخاستند و به هنرمندان کرنش کردند.
هممعنیها (انگلیسی)
- obeisance
- salute
- curtsy
متضادها (انگلیسی)
- defiance
ترکیبهای رایج
- make a bow
- bow to
- bow down