پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

brain

مغز به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مغز
  • مخ

معنی و کاربرد

  1. مغز

    noun — اسم
    English meaning

    The organ in the head that controls thought and body functions.

    عضو کنترل بدن و اندیشه

    • The brain controls the body.

      مغز بدن را کنترل می کند.

    • He has a sharp brain.

      او مغز تیزی دارد.

  2. مغز

    noun — اسم
    English meaning

    The central or most important part of something.

    بخش اصلی و مرکزی

    • This is the brain of the operation.

      این مغز عملیات است.

    • The brain of the computer is its processor.

      مغز رایانه پردازنده آن است.

شکل‌های واژه

plural
brains

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • mind
  • intellect

ترکیب‌های رایج

  • brain power

واژه‌های مرتبط