انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
bribe
رشوه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- رشوه
- رشوت
معنی و کاربرد
رشوه
noun — اسمEnglish meaningMoney or a gift illegally given to persuade someone to act in one's favor.
پرداخت غیرقانونی برای جلب موافقت
He was arrested for taking a bribe.
او به جرم گرفتن رشوه بازداشت شد.
They offered a bribe to the official.
آنها به مقام مسئول رشوه پیشنهاد دادند.
هممعنیها (انگلیسی)
- kickback
- payoff
- graft
ترکیبهای رایج
- take a bribe
- offer a bribe
- bribery