پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

corruption

فساد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فساد
  • تباهی
  • رشوه‌خواری

معنی و کاربرد

  1. فساد

    noun — اسم
    English meaning

    Dishonest or fraudulent conduct by those in power.

    فساد اداری و مالی

    • The government promised to fight corruption.

      دولت قول داد با فساد مبارزه کند.

    • Corruption weakens public trust.

      فساد اعتماد عمومی را ضعیف می‌کند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • dishonesty
  • bribery
  • decay

متضادها (انگلیسی)

  • honesty
  • integrity

ترکیب‌های رایج

  • fight corruption
  • political corruption

واژه‌های مرتبط