انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
brimming
سرشار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سرشار
- پر
- لبریز
معنی و کاربرد
سرشار
adjective — صفتEnglish meaningFull to the point of overflowing; abounding.
پرشدن تا لبریز شدن
The garden is brimming with flowers.
باغ سرشار از گل است.
He is brimming with energy.
او سرشار از انرژی است.
Her eyes were brimming with tears.
چشمانش سرشار از اشک بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- full
- abundant
متضادها (انگلیسی)
- empty
ترکیبهای رایج
- brimming with