پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

brimming

سرشار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سرشار
  • پر
  • لب‌ریز

معنی و کاربرد

  1. سرشار

    adjective — صفت
    English meaning

    Full to the point of overflowing; abounding.

    پرشدن تا لبریز شدن

    • The garden is brimming with flowers.

      باغ سرشار از گل است.

    • He is brimming with energy.

      او سرشار از انرژی است.

    • Her eyes were brimming with tears.

      چشمانش سرشار از اشک بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • full
  • abundant

متضادها (انگلیسی)

  • empty

ترکیب‌های رایج

  • brimming with

واژه‌های مرتبط