انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
brimming
لبریز به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- لبریز
- پر
- سرشار
معنی و کاربرد
لبریز
adjective — صفتEnglish meaningFull to the point of overflowing; completely filled with something.
پر شده تا حد سرریز شدن
The glass was brimming with water.
لیوان از آب لبریز بود.
She was brimming with joy.
او از شادی لبریز بود.
The basket was brimming with fruit.
سبد از میوه لبریز بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- overflowing
- full
- teeming
متضادها (انگلیسی)
- empty
- drained
ترکیبهای رایج
- brimming with
- full to the brim
- brimming over
یادداشت کاربرد
لبریز یعنی پر و سرشار؛ اغلب با with به کار می رود.