پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

brimming

لبالب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • لبالب
  • پر تا لبه
  • سرشار

معنی و کاربرد

  1. لبالب

    adjective — صفت
    English meaning

    Filled to the very top or edge; overflowing.

    ظرفی که تا لبه پر است

    • The glass was brimming with milk.

      لیوان لبالب از شیر بود.

    • Her eyes were brimming with tears.

      چشمانش لبالب از اشک بود.

    • He was brimming with excitement.

      او لبالب از هیجان بود.

شکل‌های واژه

base form
brim

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • overflowing
  • full
  • filled

متضادها (انگلیسی)

  • empty

ترکیب‌های رایج

  • brimming with
  • brimming over

یادداشت کاربرد

لبالب هم برای ظرف پر تا لبه و هم برای احساسات سرشار به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط