انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
cause
سبب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سبب
- علت
- موجب
معنی و کاربرد
سبب
noun — اسمEnglish meaningA person or thing that gives rise to an action, phenomenon, or condition.
چیزی که باعث بروز امری میشود
Smoking is a common cause of illness.
سیگار سببی رایج برای بیماری است.
He was the cause of all our troubles.
او سبب همهٔ دردسرهای ما بود.
شکلهای واژه
- plural
- causes
هممعنیها (انگلیسی)
- reason
- motive
- source
متضادها (انگلیسی)
- effect
- result
ترکیبهای رایج
- the cause of
- for a good cause
یادداشت کاربرد
سبب هممعنی علت و موجب است.