انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
certain
معین به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- معین
- مشخص
- تعیینشده
معنی و کاربرد
معین
adjective — صفتEnglish meaningClearly defined or determined; particular but not named.
در مشخص بودن
We need a certain amount of money.
ما به مقدار معینی پول نیاز داریم.
At a certain time.
در زمان معینی.
هممعنیها (انگلیسی)
- specific
- fixed
- definite
متضادها (انگلیسی)
- indefinite
- uncertain
ترکیبهای رایج
- a certain amount
- at a certain time
یادداشت کاربرد
معین در فارسی به عنوان اسم به معنای «یاریدهنده و دستیار» نیز به کار میرود.