پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

chest

صدر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • صدر
  • سینه
  • قفسهٔ سینه

معنی و کاربرد

  1. صدر

    noun — اسم
    English meaning

    The front part of the body between the neck and the abdomen; the chest or bosom.

    آناتومی و کاربرد ادبی

    • He held the child to his chest.

      کودک را به صدر خود چسباند.

    • A pain rose in his chest.

      دردی در صدر او برخاست.

  2. صدر (بالا)

    noun — اسم
    English meaning

    The top, front, or chief position of something.

    مقام و جایگاه برتر

    • He sat at the head of the gathering.

      او در صدر مجلس نشست.

    • She rose to the top of her profession.

      او به صدر حرفهٔ خود رسید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • bosom
  • breast
  • top

ترکیب‌های رایج

  • at the head of
  • chest pain

یادداشت کاربرد

صدر هم به سینه و هم به جایگاه برتر و آغاز چیزی گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط