پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

chest

سینه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سینه
  • قفسه‌ی سینه
  • بر
  • قلب

معنی و کاربرد

  1. سینه

    noun — اسم
    English meaning

    the front part of the body between the neck and the abdomen

    • He felt a sharp pain in his chest.

      دردی تیز در سینه‌اش حس کرد.

    • She pressed the child to her chest.

      کودک را به سینه‌اش فشرد.

شکل‌های واژه

plural
chests

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • breast
  • thorax
  • bosom

متضادها (انگلیسی)

  • back

ترکیب‌های رایج

  • chest pain
  • chest cavity

واژه‌های مرتبط