انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
chill
لرز به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- لرز
- سرما
- لرزش
معنی و کاربرد
لرز
noun — اسمEnglish meaningA sensation of coldness, often accompanied by shivering.
احساس سرما همراه با لرزش
A chill ran down her spine.
لرزی در ستون فقراتش دوید.
The fever brought chills and sweating.
تب لرز و تعریق به همراه داشت.
شکلهای واژه
- verb
- chill
هممعنیها (انگلیسی)
- shiver
- cold
- shudder
متضادها (انگلیسی)
- warmth
ترکیبهای رایج
- catch a chill
- chill down the spine
یادداشت کاربرد
لرز به احساس سرما یا لرزش ناشی از تب گفته میشود.
واژههای مرتبط
- shiver
- cold