پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

coarse

درشت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • درشت
  • خشن
  • زبر

معنی و کاربرد

  1. درشت

    adjective — صفت
    English meaning

    Rough in texture or not fine in quality.

    زبر و ناصاف

    • The cloth felt coarse against her skin.

      آن پارچه روی پوستش زبر بود.

    • He used coarse sand to clean it.

      او برای تمیز کردن آن از شن درشت استفاده کرد.

  2. درشت

    adjective — صفت
    English meaning

    Large in size or build.

    بزرگ و تنومند

    • He is a big, coarse man.

      او مردی درشت‌هیکل است.

    • The horse was strong and coarse.

      آن اسب قوی و درشت بود.

  3. خشن

    adjective — صفت
    English meaning

    Rude or vulgar in manner or language.

    بی‌ادبانه و ناهنجار

    • Don't use coarse language here.

      اینجا از زبان خشن استفاده نکن.

    • His coarse jokes offended her.

      شوخی‌های خشن او باعث رنجشش شد.

شکل‌های واژه

comparative
coarser
superlative
coarsest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • rough
  • vulgar
  • bumpy

متضادها (انگلیسی)

  • fine
  • smooth

ترکیب‌های رایج

  • coarse sand
  • coarse language
  • coarse hair

واژه‌های مرتبط