انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
coldness
سردی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سردی
- خنکی
- بیمهری
معنی و کاربرد
سردی
noun — اسمEnglish meaningThe state or quality of being cold, either in temperature or in manner.
سرد بودن هوا یا رفتار
The coldness of the water surprised me.
سردی آب مرا غافلگیر کرد.
There was a noticeable coldness in his voice.
سردی آشکاری در صدایش بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- chill
- coolness
- aloofness
متضادها (انگلیسی)
- warmth
- heat
ترکیبهای رایج
- coldness of manner
- sudden coldness
یادداشت کاربرد
سردی هم برای دما و هم برای رفتار بیمهر به کار میرود.