انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
collapse
فروپاشی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فروپاشی
- ریزش
- سقوط
معنی و کاربرد
فروپاشی
noun — اسمEnglish meaningA sudden failure or falling down, as of a structure, system, or economy.
فروریختن یا از کار افتادن ناگهانی
The collapse of the bridge injured many.
فروپاشی پل به بسیاری آسیب رساند.
The empire faced economic collapse.
امپراتوری با فروپاشی اقتصادی روبهرو شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- downfall
- breakdown
- ruin
متضادها (انگلیسی)
- rise
- recovery
ترکیبهای رایج
- economic collapse
- collapse of the government