پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

collapse

فروپاشی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فروپاشی
  • ریزش
  • سقوط

معنی و کاربرد

  1. فروپاشی

    noun — اسم
    English meaning

    A sudden failure or falling down, as of a structure, system, or economy.

    فروریختن یا از کار افتادن ناگهانی

    • The collapse of the bridge injured many.

      فروپاشی پل به بسیاری آسیب رساند.

    • The empire faced economic collapse.

      امپراتوری با فروپاشی اقتصادی روبه‌رو شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • downfall
  • breakdown
  • ruin

متضادها (انگلیسی)

  • rise
  • recovery

ترکیب‌های رایج

  • economic collapse
  • collapse of the government

واژه‌های مرتبط