پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

fall

افتادن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • افتادن
  • سقوط کردن

معنی و کاربرد

  1. افتادن

    verb — فعل
    English meaning

    To move downward, typically rapidly and without control.

    از بلندی پایین افتادن

    • Be careful not to fall.

      مواظب باش که نیفتی.

    • The leaves fall in autumn.

      برگ‌ها در پاییز می‌ریزند.

شکل‌های واژه

past tense
fell
past participle
fallen
present participle
falling

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • drop
  • tumble
  • collapse

متضادها (انگلیسی)

  • rise
  • climb

ترکیب‌های رایج

  • fall down
  • fall asleep
  • fall in love

واژه‌های مرتبط