پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

command

فرمان به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فرمان
  • دستور
  • حکم

معنی و کاربرد

  1. فرمان

    noun — اسم
    English meaning

    An authoritative order; the power to give orders.

    در دستور و حکومت

    • He gave the command to attack.

      او فرمان حمله داد.

    • The soldiers obeyed the command.

      سربازان فرمان را اطاعت کردند.

شکل‌های واژه

plural
commands

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • order
  • instruction
  • directive

متضادها (انگلیسی)

  • request

ترکیب‌های رایج

  • give a command
  • command and control

یادداشت کاربرد

فرمان همچنین به فرمان خودرو (steering wheel) گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط